کوچولو می نويسد

سه‌شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸۳
چرا بينی مبارک را کوتاه می کنيد؟؟؟؟
دلم می خواد تمام چراغها رو خاموش کنم و يه چراغ قوه دستم بگيرم و باهاش کلی بچرخم.اگه خواستم برم توی اشپزخونه و از توی يخچال شيرينی خامه ای بردارم،راه رو با چراغ قوه ام پيدا کنم.کتاب بی بال و پر رو باز کنم و با چراغ قوه خط ببرم و بخونم.برم توی بالکن و توی صورت مردم توی خيابون و ماشينهانور بندازم.توی خونه با چراغ قوه ام راه برم و تمام وسايل توی خونه رو وارسی کنم.برم دم تلفن وبا چراغ قوه روشماره هاش نور بندازم و شماره ۱۱۸ رو بگيرم و بپرسم که ايا شماره بی اسم رو داره يا نه!؟.روی تمام قاب عکس ها و تابلوهايی که به ديوار هست رو با نور چراغ قوه بخونم و نگاه کنم و به قيافه همشون بخندم.و...فقط نمی دونم که اگه باتری چراغ قوه ام تموم شد چجوری توی اون تاريکی خودم رو به کليد برق برسونم و چراغها رو روشن کنم؟؟!!!!!!!!!!!
-------------------
امروز صاحب يه کوچولو جديد شدم. اسمش رو گذاشتم تيمور.خيلی دوستش دارم.دوست کوچولوم که اسمش لينا است اون رو بهم داده.هنوز بقیه بچه ها باهاش رفیق نشدن.اما می دونم که مثل همیشه خیلی زود باهاش صمیمی می شن.
لينا بايد فردا دماغش رو عمل بکنه...اميدوارم خوب بشه.البته من هنوز نميدونم بينی مبارکش چه اشکالی داشت که می خواد عملش بکنه وامروز هر چی برای اخرين بار بهش نگاه کردم چيزی نفهميدم(البته من خيلی باهوشم!!!)ولی اميدوارم خوب وبهتر بشه.
کوچولو

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]