| کوچولو می نويسد | |
|
|
یکشنبه ۳٠ اسفند ،۱۳۸۳
پرتغال حرمت داره*
بعد از کلی روز اومدم تا وبلاگ رو اپ توروز کنم...توی اين روزا کلی اتفاق افتاد،جشن پايان سال بچه ها و ۳۰۰۰۰تومان ولخرجيشون،ديدن جوجه تيغی بعد از ماهها،راه رفتن توی هفت حوض ، بچه محلها و دوست های قديمی رو ديدن،اعصاب خرديهای مامان،ماجراهای جديد خانوادگی و خيلی چيزای ديگه.حالا هم ۲ ساعته که اومديم توی سال جديد.همه می گن:خوب،سال ۸۳ هم تموم شد ووارد سال ۸۴ شديم.اما به نظر من هيچوقت هيچ سالی تموم نميشه.چراشم بر می گرده به قوانين شخصيم...اما سال ۸۳ برای من پر بود از خاطرات خوشمزه و بدمزه...پر بود از احساسات جديد.احساساتی که بيشترشون رو برای اولين بار تجربه کردم.وقتی از اول فروردين پارسال تا امروز رو مرور کردم ديدم اوه ه ه ه ه چقدر اتفاق برام افتاده.سعی کردم تمام خاطرات بد رو فراموش کنم.تمام خيانتها و ادم فروشيها رو فراموش کنم.سعی کردم ادم فروش و رفيقشو فراموش کنم،سعی کردم مرگ اونايی که مردن رو فراموش کنم،سعی کردم بی معرفتيها رو فراموش کنم،سعی کردم دروغهايی که بهم گفته شد رو فراموش کنم و...اما نمی دونم چقدر موفق شدم؟! کاشکی سال ۸۴ کلی واسه همه خوب باشه.تمام دوستهای کنکوريم قبول بشن و همه به هرچيزی که دوست دارن برسن و اگه نرسيدن هم ناراحت نشن،مثل من! ادم فروش،رفيق ادم فروش،زرافه،به به،جوجه تيغی،بی اسم،کرم ابريشم،بيل زن روياهام،مرغ تلاونگ،کلوز،کاريکاتور سرخود،پسر خيلی مهربون+تمام دوستام و تمام اونهايی که حتی برای يک لحظه باهاشون بودم،يک سال من رو ساختند...نميدونم تا سال ديگه اين موقع چند نفر ديگه وارد زندگی و خاطراتم بشن و دلم هم نمی خواد بدونم...! اونجور که بوش مياد عيد خوشمزه ای در انتظارم نيست!!!چراشم بر می گرده به همون مسائل فاميلی که من ازش بيزارم.اما من نميزارم به هيچ قيمتی عيدم خراب بشه....تازه روی عيديهام هم کلی برنامه ريزی کردم... راستی ما فهميديم که کرم ابريشم و سرندی پيتی ريختن رو هم و ديگه با کرم ابريشم کاری نداريم،البته از اولشم کاری نداشتيم... حالا ديگه فکر کنم وقت اون رسيده که بگم عيد مبارک...اميدوارم ۱۰۰تا از اين عيدها بياد و بره...(خوب حالا اين جمله چه ربطی داشت ديگه من نميدونم!!!!!!) فقط خواهش می کنم توی عيد ديدنيها هی نگيد:بابا نذاريم سالی يه بار همو ببينيم،توی سالم بيايم و بريم... و *اگه خواستين پرتغال بخوريد لطف کنيد وقتی پوست کنديد همشو بخوريد،چون اين اصلا کلاس نداره که پرتغال رو پوست بکنيد و فقط يک ششم انرا نوش جان بکنيد(!!)شرمنده،من رو پرتغال خوردن خيلی حساسم ... [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك پرشينبلاگ لينك دوستان خل و چل
|