| کوچولو می نويسد | |
|
|
جمعه ٥ فروردین ،۱۳۸٤
ژاپن گرخيد!!
بالاخره ۵فروردين اومد.امروز پر از مناسبت بود.اول بازی ايران و ژاپن بود که ايران برد و بيشتر از هر کسی خانواده من و مهمونهايی که خونمون بودن خوشحال شدن.چون اصلا دلشون نمی خواست من سگ بشم...اخه همه ديگه می دونن که موقع فوتبال نه بايد با من حرف بزنن و نه به من زنگ بزنن و نه ازم سوال بپرسن.خوب خدا رو شکر به خير گذشت.بعد از بازی دوستهای ورزشی نويس حسابی ما رو شرمنده کردند و زنگ زدن تا ازمون تيتر بخواهند...البته الان که عيد است و خوشبختانه مطبوعات از زردش گرفته تا رنگين کمانش همشون تعطيلن،ولی خوب به قول استادمون:ورزشی نويس هميشه بايد اپ تو روز (اپ تو ديت سابق!)باشه و تعطيل و غير تعطيل نداره...! ------------------ امروز تولد سهيلا بود و ما کلی خوشحال بوديم که تولد سهيلاست!کلی خنديديم و کيک خورديم و کادو بازی کرديم و عکس انداختيم و رقصيديم و لپهای سرخ بعضيها رو ديديم...راستی خاله نميتونه زياد دست بزنه و برقصه چون دستش درد ميگيره و نميتونه زياد کالری بسوزونه...اميدوارم هيچ وقت هيچ خلقی به اينچنين دردها دچار نشه اما مناسبت بعدی امروز تولد کرم ابريشم بود...اگه سرندی پيتی ميدونست حتمی براش کادو می خريد(اخه من و يه نفر ديگه فهميديم که کرم ابريشم و سرندی پيتی باهم خجسته شدن ----------------- بابا ما به کی بگيم اخه؟چی؟به شما بگيم؟باشه ميگيم.اصلا از اول هم قصد داشتيم به شما بگيم!اخه اين برنامه های مزخرفی که از تلويزيون پخش ميشه چيه؟همين الان تمام اهالیی که توی منزل ما هستن نشستن جلو تلويزيون و دارن برنامه مهران مديری رو ميبينند و نيششان تا بناگوششان باز است.تازه اين مثلا بهترين برنامشونه !البته من هم تا ديشب همراه انها بودم و مسلما وضع نيشم هم مستثنا از اونها نبود(!) اما امشب ديگه بی خيالش شدم چون دلم نمی خواد برنامه ای با موضوع خواستگاری های مسخره ببينم.البته ما کوچيک مهران مديری و اصحابش هم هستيم،اونم از نوع در بستش...(حالا زياد جدی نگيريد،فعلا جو گيرم!)اما خوب خدا وکيلی به جای اين برنامه ها اگه ۲تا مسابقه بدون سانسور و بدون دوبله گزارشگر ايرانی ازNBA پخش کنن يا يکی از بازيهای اينتر رو پخش کنن يا ۲تا بازی از راجر فدرر پخش کنن ما کلی بيشتر صفا می کنيم و ميخ تلويزيون می شيم.... اين جالبه که ۲ شنبه قطار حرکت ميکنه و من و مامان هنوز نميدونيم که مسافريم يا نه! نکته اخر هم اينه که،من يه دوستی دارم که دوست داره بره فرانسه و اهنگ هايده گوش بده و غذای بدون گوشت بخوره و از توالت ايرونی هم استفاده نکنه!حال می کنيد چه دوست نامحدودی دارم [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك پرشينبلاگ لينك دوستان خل و چل
|